●●● به دلتنگــــــی هایم دست نزن √

..::اینک من دخترکی تنها .. در استانه فصلی سرد..:..

آدم‌های دو زاری..!

دیگـــر دو زار هم نمی ارزد، وقتی با چشمهــــــایتـــــــ 

آدم هایی را میبینی که دو رو  دارند و روی بدشان همیشـــــه نصیب تــــو میشود .

دیگـــر رفاقتــــــ دو زار هم نمیارزد  وقتـــی میبینی تــــو   نادیده گرفته میشوی...

حتــی وقتی چیزی برای دیدن نیستــ! 

اسم این آدم ها را میگذارم آدم هــای دو زاری! 

نه در دل جا دارند ونه در ذهــن.

زمان که بگذرد به فــرامــوشی مطلق می رسند و هیچــــــــکس 

یادی از آن ها نمی کند،

این آدم ها عادت دارند به بی معرفتــی ، و خنجــــر  از پشت زدن..

این آدم های دو زاری! 

 

پ.ن:

-تمام لبخنــــــد هایی را که از تو به یادگار مانده است قاب کرد ه ام

و کنار عکـــس هــای یــادگــاریتــــ که هنوز ظاهر نشده اند گذاشته ام

تا بدانی من از این انتظار میمیرم..

 

- آوارگــی کـــوه  و بیــابــانمــ آرزوستــ ....

دلتنگـــ گوهـــر شـــادمـــ

عشق را

با عین و شین و قاف

با خود شما

می خواهم

عشق را

بدون شما

بدون عدالتتان

بدون قداست

هرگز .

پس

 لطفا بگذارید تا بدانند که

"عاشق شما هستم  مولا "

 

 

پ .ن : دلم هوای مشهد داره ...

دلم می خواد کنج خلوت صحن انقلاب بشینم و دلتنگی هامو بشمرم .

دلم لک زده واسه یه لحظه نگاه به خادمای حرم...

به قول "هر شب تنهایی "  : باید پناه ببری ...

 

-برداشت آزاد..

یه کمی شوخی...

دو سال پیش در چنین روزی.....حالا یه دو ماه اینور و اونور..!!! در یک روز پاییز که درختان

کوچه "جهان آرا "  به زردی میگروختند سر کوچه منتظر تاکسی بودیم...که بالاخره  یه

تاکسی قدیمی کُپ! زوار در رفته ای محبتش را از ما دریغ نفرمود و جلو پای ما ترمزید!

ما هم بی حوصله سوار سالار زرد رنگ آقای رارنده شدیم، به محض اینکه در ماشینو

بستم راننده گفتش: سلاااام !

من بی حوصله و با تعجب از تحویل آقای راننده گفتم سلام،اینو که گفتم با کمی تردید

برگشت عقبو نیگا کرد...

چند ثانیه بعد....

عصر پاییزیتون به خیر!

گفتم نخیر طرف خیلی خوشحاله!با حرص وکمی بلندتر گفتم عصر شمام بخیر!!

ایندفه از توو آیینه میخ شد نگاهی اندر سفیهه ای به ما نمود ،توو دلم گفتم عجب

غلطی کردماااا...

در همین حین همون صدا گفت ....اینجا تهران،  صدای ما رو از رادیو جوان میشنوید!!!!!!!!!!

آب شدم و رفتم زیر صندلی های ماشین....

خنده دار ترین سوتی بود که تا الان دادم!..

************  ********************

بعدن نوشت...

اول ببخشید که مدام قالب عوض میکنم.قالب قبلیم سایتش فیلتر شده واسه همین وبلگ و کامل باز نمیکرد از برای همین در پی خانه ای جدید میباشیم.

 

0- یه تیشرت اسپرت خریدم روش کلی مارک نایک بود ،پشت یقشو نگاه کردم زده بود تولیدی برادران عباسی!!!!ابله

1-رفقا که تشریف میاریدو  قدم بر دیده منت میزارید، اگه شمام سوتی موتی دارین بگید(توو کامنتا) تا لذت ببریم دور همی!!

هر شب تنهایی-

سجـــاده ام را پهن میکنم کنار پنجره اتاقم، در بستر  ِ بام ِ سبــز  لاهیــــج! ساعت به وقت دلم ، هـــوا

بـارانیست.دلم اشکــ میخواهد و درد و دل کردن. کاش کسی مرا میفهمید. چندی ست از بغض

سرشارم ونباریده ام. با هر بهانه ای بغض بر گلویم چنگ می اندازد این روزها.. یک شانه صبور لازم است

برای تحملاین همه باران- دلتنگ خانه ام.دلم برای کسی و نگاهی مهربان تنگ است که با زیبایی

کلامشمرا در عشقش غرقکند و به قول سهراب دچار آبی دریای بیکران کند .نمیدانم من نابینا شده ام یا

این کسی هاونگاههای مهربان در زندگی ام گم شده اند..!!

.

.

....ساعت به وقت دلم، شوق پریدن- سجاده که پهن است و گل مریمی که پدر آورده در دستان

سجاده. عطر خوشش پیچیده در آغوش اتاق... دلم قدری آرام تر شده است. سوره ی قدر میخوانم.. 

حافظ در دستم-

لب میگشاید.:    

شاه شمشاد قدان، خسرو شیرین دهنان /   که ب مژگان شکند قلب همه صف شکنان.

مست بگذشت نظر بر من درویش انداخت....

دلم لک زده برای شیراز..

  این نوشته هم خوب نشد.خیلی وقت است که دیگر خوب

نمینویسم. ..

! لحظاتم پُر شده از اندوه - یا به زنگار غمی آلوده ست.

دلم به گلایه نمیرود که هرچه هست گلایه از دلم هست که اصلا با من کنار نمی آید.

اشک بر صورتم لبریز است.. بهار غمهایم را آب میدهم...و صدای اذان می آید...

                       این روزها اگر مجالی بودو دلتان راه داد کمی التماس دعا.


حضرت معشوق ....سلام! زیبا سلام.

 زیبـــا سلام ...

زیبا هوای حوصله ابری ست

         چشمی از عشق ببخشایم تا رو به آفتاب بشوید دلتنگی مرا.

زیبـــا...

      هنوز عشق در حول وحوش چشم تو میچرخد.

از من مگیر چشم..

دست مرا بگیر وکوچه های محبت را با من بگرد.

زیبـــــا...

زیبا کنار حوصله ام بنشین..

بنشین مرا به شط غزل بنشان.

بنشان مرا به منظره عشق.

بنشان مرا به منظره باران.

بنشان مرا به منظره رویش.

من سبز میشوم

زیبـــا....

  آنگونه عاشقم که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم.

 چشم تو شعر

  .چشم تو شاعر است.

      من دزد شعرهای چشم تو هستم

 

                              ღღღ


 این روزها و شبها ، دلم با من کنار نمی آید.. تنها سازی که مینوازد برای خودش - ساز مخالف است !

چقدر زندگی کردن ونفس کشیدن با دل خوش سخت شده..

-سهراب :  آبجی*؟!  دل خوش سیری چند..؟؟؟

 

*این کلمه از خزعبلات نویسنده ناشی ست!!

- .اونایی که رادیو جوان گوش میدن حال این متن رو میفهمن..


- . دستم به نوشتن نمی رود. وگرنه می نوشتم .... این روزها کبوتران دلم نامه رسان های لجوجی شده

اند. کنار پنجره ی دلم می نشینند و تنها نگاه می کنند به گذر روز و شب و لحظه .

حرفی ازنوشتن دلتنگیهایم نمی شود . باید فکری به حال این واژه های بی پناه کرد..

 

 


ادامه مطلب

پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست

گفتم« بدوم تا تو-همه فــاصله ها را»

      تا زودتر از واقعه گویم گله ها را

چون ایینه پیش تو نشستم که ببینی ...

    در من اثر سخت ترین زلزله هارا ..

پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست

  از بس که گره زد به گره حوصله هارا

ما تلخی ٍ نه - گفتنمان را که چشیدیم

وقت است بنوشیم از این پس بلـــه ها را

بگذار ببینیم بر این جغد نشسته

یک بار دگر پر زدن چلچله ها را

یک بار هم ای عشق ِ من از عقل میندیش.

بگذار که دل حل کند این مساله هارا

(محمد علی بهمنی)

 

 

ღღღ             ღღღ            

خدمت رفقا و کبَری و صغَری و عرفا وفضلا عارضم که به علت قاط زدن سیستم بنده حقیر؛ نمیتونم کامنتهای صفحه وب دوستان رو باز کنم..لذا اگر که تا کنون خدمت نرسیدم زین سبب بوده و حمل بر بی معرفتی ما مگذارید..