●●● به دلتنگــــــی هایم دست نزن √

..::اینک من دخترکی تنها .. در استانه فصلی سرد..:..

عنوان ندارم...!

آروم بگیر دلکم ...

 

برای دلم امن یجیب بخوان، بخوان تا ارام شود این دل ِ مضطرم...همه‌ی امیدم به توست خدای من.

هوای دلت را دارم... هوای ِ دلم را داری ؟

بعضی حرف‌ها دارن دلمو دیوونه میکنن....چیزی از دلم نمونده بعد ِ دل شکستنِ تو...

دلم برای حضور تو  - الان  - کنار دلتنگی هایم ،  تنگ شد، دلم رها میخواهد . از

همان رها شدن های یک هویی از بند این دلتنگی و دل اشوبی...!!

 جایت  خالی است..خیلـــــــــــــــــــــی خالی.کاش بودی و خط می زدی

همه ی این دل آشوبی هایم را..

 تمام نمی شود  این دلتنگی و دلشوره و دلواپسی ِ لعنتی ... تمام نمی شود و دلم

انگار  دارد آرام آرامم میمیرد. انقدر آرام که هیچ کس نمی بیند..

باز سر میزند تنهایی باز بیخوابی ها. ... من آدم این روزها نیستم  ، کاش مثل دیگران

بودم می آمدم می نشستم و می گفتم و می خندیدم  آن وقت بی آنکه دلم هوایی شود

می رفتم دور می شدم و غرق روزهایی می شدم که اصلا نبودی، آن وقت بود ونبودت

فرقی نمی کرد ،

اما دل خوش این لحظه های زندگی ام ، دل خوش همین دوست داشتن ها

... من با عشق می میرم و بی عشق هم می میرم، باید جایی باشم میان بی عشقی و

عشق ، شاید ندانی چه می گویم ... شاید ...

این روزها اصلا حال خودم را نمی دانم.بین مرز دوست داشتن و همیشه رفتن

مانده ام.

قول داده ام به دلم تو را فراموش کنم...خدایا جانم را گرفته این دلتنگی و دلواپسی ..... چرا یک کداممان تمام نمیشویم؟! من کجای ِ زندگی توام..؟ هه...

کاش چشم های تو می‌دید این  بی‌قراری‌هایم را...

تو به راحتی دادی به دست باد این دل تنهای بی صاحبم را...ولی من ....خاک بر سر این دل بی غیرتم.

 

 

 - دیالوگ ماندگارسریال مادرانه

  مریم : " من پدر ِ این دل رو در میارم " من پــــدر این دل رو در میــــــــــــــــــــــــارم.

 - خدایا خرابم...برای دلم، برای دل مضطرم  امن یجیب بخوان تا ارام گیرد..

اگر دل دلیل است ما اورده ایم... اگر خون دل شرط است ما خورده ایم

سالها بعد

 از یاد خواهی برد

         روزی - کسی ...

 به انتهای نامت که می رسید

     رویایش جوانه می زد

 سالها بعد

 

از یاد خواهی برد

      هرم همین نگاه و

 تلخی همین بی تابی را...

 که کسی روزگاری

 قصه ی هر سحرگاهش

     آغاز هر نگاهش 

 تکرار نام تو بود

 و خواندن واژه هایی از سر مهربانی ات .

 دلم تنگ خواهد شد

هم برای تو ...هم .....

 

 

"دل می بندم به یادت

که هیچ زمانی

برای دلم

ناز نمی کند

اگر گذشتی

دیگر "گذشت " .

 


 

 

 

خداحافظ ای برگ و بار ِ دل من...

-من دلــــــــــم برای آن شبـــــ قشنـــــــگ

من دلم برای جــــاده ای که عاشقــــانه بود

آن سیاهی و سکوت

چشمکـــ ستـــاره های دور

من دلـــم برای "او" گرفته است...

 

لرزش دستانم با پیرمردی برابری میکند که جسمی کهن سال دارد

امشب روحم صد سال را رد کرده است . . .

الهام 05/10/93

 

 

 

                              ღღღ

-  رها که باشی، بہ وقتش رها می‌کنی هرآنچه را کہ گره زده ای بہ دلت...رها کہ باشی!


 -  مُردن یعنی اینکه تو و محبتت  برایش تاریخ انقضا داشته باشد و تو اسراف محبت کرده ای ..همیشـــه نباید زلزله بیاید که ویــرانی را ببینی...همین که تو را تاریخ دار کند ..اصلا انگار نه انگار "تویی" بوده ...یعنی ویرانی.وحالا ویرانم..!   

 

- حال دلم خراب است....

مترسک...

  عاشقت می‌شوند٬

 بی‌آنکه بدانند ساز دلت کی کوک می‌شود.

 عاشقشان می‌شوی٬

 با قصهٔ ساده دستانشان٬

 پریشانی لیلی وار مو‌هایشان و

 گاهی خنده‌ای و کلامی و...‌گاه بوسه‌ای.

 تو

 عاشق مترسک‌ها می‌شوی

 در  دشتی  وسیع که

 - مترسک‌هایش -

 عاشقی نمی‌دانند.

 اینجا سرزمین فرمانروایی مترسک هاست.

 مترسک هایی که در دلشان هر چیزی به جای عشق جولان

 می دهد و شک به جای یقین آبرو داری می کنـــد..!!

 من اما از مترسک‌ها نخواهم بود.

 من٬

 عاشق خنده‌های کسی خواهم شد

 که مثل من

 از مترسک‌ها بیزار است.-  با اینکه  بسیار اندک اند و محدود -

 

الــــــــے نوشتــــ ::...

  -  .من می گویم اصلا این روزها عاشق نشوی وتنها باشی سنگین تر است...!

 

 -دلم یک ساحل آرام می خواهد و یک دل سیر سکوت و تماشا.  به خنده های خودم مشکوکم.این باران بی دلیل راهی چشم هایم نشده اند..