●●● به دلتنگــــــی هایم دست نزن √

..::اینک من دخترکی تنها .. در استانه فصلی سرد..:..

خط خطی های ِ من

گاهی می نویسم و پاک می کنم...

 می نویسم وخط می زنم... می نویسم و حذف می کنم... یک وقتهایی نوشتن برای آرام شدن است... یک وقت هایی نوشتن برای عاشقی کردن... یکوقت هایی هزار واژه به هم می بافی که به کسی بگویی دوستش داری... یک وقت هایی مینویسی چون کسی رهایت کرده و رفته... یکی وقت هایی می نویسی چون عاشق شده ای... یک وقت هایی اما... خودت هم نمی دانی قرار است از چه چیزهاییحرف بزنی!درست شبیه من در این لحظه ها که هم باید بنویسم و هم نمی دانم قرار است از چه چیزهایی!

 مدتهاست که حرف های دلمان را یا در میان سررسیدهای قطور خاطرات پنهان میکنیمیا در سکوت هایی که ناگفته ها را چون بغضی فرو میخوریم!

 دیشب خوابم نمی برد ... من آدم این روزها نیستم  ، کاش مثل دیگران بودم می آمدم می نشستم و می گفتم و می خندیدم  آن وقت بی آنکه دلم هوایی شود می رفتم دور  می شدم و غرق روزگار خودم میشدم.....

 

 

هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین لیاقتی دارد باعث اشک ریختن تو

نمیشود .گابریل گارسیا مارکز

 

 


 

 

ببین حال ِ روزای ِ من خوب نیست..

نمی دونم چرا روز به روز خطای ِ دید مردم بیشتر میشه.

چرا اینقدر بد قضاوت میکنن در موردت ،وقتی هیچی نمیدونن.

چرا از خوبی و محبت ، بدی رو برداشت میکنن.با محبت ،گستاخ تر میشن.

چرا بعضیا تا بی نهایت بی لیاقتن؟!

دنیای ِ مزخرفی رو ساختیم واسه خودمون، ما آدما.

 

هیچ وقت نفهمیدم چرا درست همانی که فکر میکنی
با همه فرق دارد..
یک روز مثل همه تنهایت میگذرد…

 

رو به آییه گریه کردم، گریه هامو پس فرستاد

 


 

 

الی نوشت : به بعضیام باید گفت :
زیاد که بپیچی خودت هـــــرز میشی !