●●● به دلتنگــــــی هایم دست نزن √

..::اینک من دخترکی تنها .. در استانه فصلی سرد..:..

غم کرده در این، کوره دل ِ ما خانه...

بغض میکنم..

گلویم بد جور هوای ایست ،

هوای لبخند ندارم چه کنم دست دلــم نیست.

چشمهایم یک ساز را بلد ند..!

 دلم باز نا آرام است.

خودم هم نمیدانم چه شده مرا!؟

پُر از تنهایی ام..

به این فکـــر می کنم که ...

تنها تر از مــن چه کســـی ستــ ....؟ 

       

»گاهی وقتها نوشتنت نمی اید   ...

قدم زدن را هم دوست نداری.

از حرف زدن با دیگران حالت بهم میخورد.

خسته نیستی.

 دل زده نیستی

اما تا دلت بخواهد غــــم داری ..

بعضی وقتا حالتان مثل همیشه ی من است

 

دلم هیچی نمیخواد!