این روزها...

« جنس بعضی روزها را دوست ندارم،  بدجنس اند!  بد جنس...


» همه  ، این روزها غریبه اند. ناگفتنی هایم بسیار است و گفته هایم کم.

آن کسی که آشناست هم ،دور مانده به تماشای این غریبه ها و -  من...

-  تنهایی... -

این تعبیر عجیبی ست برای این روزها...

نشسته ام رو به روی بام سبز لاهیج به تماشای مسیر رفت و برگشت تله کابین ها....

چقدر زیباست..جای قدمهای نگاهتان خالیست، کنار پرواز پرستوها.

» آسمان این روزها آبی یکدست است. با ابرهایی سفید و تکه ای. همه چیز برای بهار مهیا می شود. و

من دلم یک بهار می خواهد از همان هایی که می دانیم. با دشت هایی وسیع و آسمان هایی آبی و

 صدای علیرضا افتخاری (در بند و گرفتار بر آن سلسله مویم....از دیده  ره کوی تو با

اشک بشویم، با حال نزارم..)

 و  شعرهای جبران خلیل جبران،را  که  این روزها در رویا مرورشان می کنم... و دلم بهار می خواهد،

بــهـــــــــــــــــــــار !

 

« حال ما خوب است، اما شما باور نکنید...!!

 

 

/ 122 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علیرضا

خدایا داد ازین دل داد ازین دل که یکدم من نگشتم شاد ازین دل چو فردا دادخواهان داد خواهند بگویم صد هزاران داد ازین دل [گل][گل][گل][گل][گل]

علیرضا

سرگذشت غم هجران تو گفتم با شمع آنقدر سوخت که از کرده پشیمانم کرد

فاطیما

سلام عزیزم جاده احساس با ترانه ی دلتنگی به روز شد منتظر گیتار آرامشت هستم هر چی آرزوی خوبه مال تو.............................................[گل]

ما

دقت كردي؟ هيچكس به سكوت آدم نميرسد! همه منتظرند به فرياد آدم برسند ... !!! [گل]

روانی

[شیطونک]گودزیییییییلااااااااااااااااااااا[شیطونک]

علیرضا

راستي چقدرسخت است خندان نگه داشتن لب ها درزمان گريستن قلب ها و تظاهر به خوشحالي در اوج غمگيني و چه دشوار و طاقت فرساست گذراندن روزهاي تنهايي و بي ياوري درحالي که تظاهرمي کني هيچ چيز برايت اهميت ندارد. اما چه شيرين است درخاموشي و تنهايي به حال خود گريستن...

علیرضا

من اگه کسی رو داشتم دیگه در به در نبودم با غم وغربت واندوه دیگه همسفر نبودم

پلیم

روزها همیشه بدجنس هستند ، اینکه تو چطور به آنها نگاه کنی مهم است ! و این مهم وقتی مهم تر میشود که تو هر جور به آنها نگاه کنی ، آنها همانطور بدجنس اند و نگاه تو هیچ مهم نیست ... تعبیر عجیب تو برای کسی که هر روز حسش میکند عجیب نیست ، اما شاید برای این روزها ! "تو" تعبیری عجیب باشی ! شعر که میخوانی یادی هم از ما بکن ، بهار که می آید میشوید دلت را ، دیده ات را ، خواستم پستی ندهم ، 114 بیننده ! من 115 همی ، چه فرقی دارد ! اما یادم فرقی ندراد که دیگر فرقی ندارد ... چون ما را شادمانی بی سببی است ، گم شدن گاه به گاه خیال دورت را که می بینم ، میدانم ! حال شما خوب است و باور نمی کنم ...

مهرناز

بهار داره میاد، اینو از سختی و سرمای این روزا فهمیدم از خودت یاد گرفتم

دخترپاییز

سلام الی تو همون الی 68 هستی؟؟؟من دخترپاییزم 20 سالمه دانشجوی سال 3 روان شناسی بالینی.دوس داشتی منو با عنوان اینجا همیشه پاییز است بلینک فدات