ببین حال ِ روزای ِ من خوب نیست..

نمی دونم چرا روز به روز خطای ِ دید مردم بیشتر میشه.

چرا اینقدر بد قضاوت میکنن در موردت ،وقتی هیچی نمیدونن.

چرا از خوبی و محبت ، بدی رو برداشت میکنن.با محبت ،گستاخ تر میشن.

چرا بعضیا تا بی نهایت بی لیاقتن؟!

دنیای ِ مزخرفی رو ساختیم واسه خودمون، ما آدما.

 

هیچ وقت نفهمیدم چرا درست همانی که فکر میکنی
با همه فرق دارد..
یک روز مثل همه تنهایت میگذرد…

 

رو به آییه گریه کردم، گریه هامو پس فرستاد

 


 

 

الی نوشت : به بعضیام باید گفت :
زیاد که بپیچی خودت هـــــرز میشی !

/ 11 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلام

سلامتی همه ی ❤بابا ها. ❤صلوات ❀✿❀✿❀✿❀✿❀✿❀✿❀✿❀ ♥اللهم صل علی محمد و آل محمد♥ http://salamshokravi.persianblog.ir ●●●●▬ஜ۩۞۩ஜ▬●●●●

۩۞۩پدرام۩۞۩

در مبارزه بین موج و صخره در ساحل دریا موج همیشه برنده خواهد شد . نه از طریق قدرت ، بلکه به خاطر تداوم سلام دوست خوب من کاملا با نوشتت موافقم......... خوشحالم میکنی بهم سر بزنی

artika

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست ... تا بدانی ندیدنت آزارم می دهد... لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان ... که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است ... لمس کن لحظه هایم را ... تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم٬ لمس کن این دلتنگی ها را لمس کن ....................!

artika

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست ... تا بدانی ندیدنت آزارم می دهد... لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان ... که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است ... لمس کن لحظه هایم را ... تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم٬ لمس کن این دلتنگی ها را لمس کن ....................!

artika

قوربون حال این روزای دوست گلم[ماچ] چه خبر؟ خوبی؟ نیستیااااا[قلب]

Roya

یه وقتایی جواب همه دلتنگیهات و نگرانیهات میشه یه جمله که کوبیده میشه تو صورتت... "بهم گیر نده ... حوصله ندارم"!... مرسی از حضورت [گل]

امید

عیشم مدام است از لعل دلخواه کارم به کام است الحمدلله ای بخت سرکش تنگش به بر کش گه جام زر کش گه لعل دلخواه ما را به رندی افسانه کردند پیران جاهل شیخان گمراه از دست زاهد کردیم توبه و از فعل عابد استغفرالله جانا چه گویم شرح فراقت چشمی و صد نم جانی و صد آه کافر مبیناد این غم که دیده‌ست از قامتت سرو از عارضت ماه شوق لبت برد از یاد حافظ درس شبانه ورد سحرگاه

مینوجون

تا نفس کشیدی انگار، نفسم برید تو سینه ابر و بادو دریا گفتن، حس عاشقی همینه دل تنها و غریبم، داره این گوشه میمیره ولی حتی وقت مردن، باز سراغتو میگیره. میرسه روزی که دیگه،قعر دریا میشه خونم اما تو دریای عشقت، باز یه گوشه ای میمونم.

امید

[سلام دختره منزل خودتونه بفرمایید بفرماییدخوشمزه]

نازی

آرام آرام می بوسَمت آنقدر كه طرح لب هایم ، روی تمام اندامت جا بماند! بگذار بدانند آغوشِ تـــو ، تنــــها ، قَلمروی من است....