دلم برای خودم تنگ شده است..

با من چه کار می کنی حضرت معشوق

رفیقانم یک به یک خنجر به دست از پیشم می روند

بی انکه بدانند دوستشان دارم

با من چکار می کنی

حالم خوب نیست

به همه دروغ می گویم

نمازهایم یک در میان قضا است

حالم خوب نیست استادم از من دلگیر شده

راهم را گم کرده ام

با من چکار می کنی......؟

با من چکار می کنی؟
 
بگذریم از دلتنگیهای گذشته که ناگهانی بر دلم هوار میشود و دیوانه ام می کند
 
دلم میخواهد مثل گذشته باز سبز شوم...بگذریم از سپاه کفری که در دلم بیداد می کند

از پرنده های ابابیلی که نمی دانم چرا دیر کرده اند

از اینکه کسی  به فکر گل های باغچه نیست...

که این دیوانه در فکر شفا نیست

که هر چی هست اما بی وفا نیست

حالا خودت می دانی و این دل بی کس من اگر همه مرا رها کنند می دانم که تو پای من می مانی

می دانم بد کرده ام

می دانم گناه کرده ام می دانم

اما می خواهم به خودم برگردم

حضرت معشوق

با من...

با من که دیوانه ی توام

با من که پشیمان

با من ...

چکار می کنی؟  دلم میخواهد مثل گذشته باز سبز شوم...

و سبز میشوم باز در نگاه ِ دوباره تو.


الی-حوالی دلتنگی - بهار بابلسر.

 

/ 99 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امید

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری ست روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند قفل افسانه ای است و قلب برای زندگی بس است... شاملو

امید

شتاب مكن كه ابر بر خانه ات ببارد و عشق در تكه ای نان گم شود هرگز نتوان آدمی را به خانه آورد آدمی در سقوط كلمات سقوط می كند و هنگام كه از زمین برخیزد كلمات نارس را به عابران تعارف می كند آدمی را توانایی عشق نیست در عشق می شكند و می میرد احمد رضا احمدی

امید

به دیدارم بیا هر شب ، در این تنهایی ِ تنها و تاریک ِ خدا مانند دلم تنگ است . بیا ای روشن ، ای روشن تر از لبخند شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهیها دلم تنگ است. بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه در این ایوان سرپوشیده ، وین تالاب مالامال دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهیها و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی بیا ای همگناه ِ من درین برزخ بهشتم نیز و هم دوزخ به دیدارم بیا ، ای همگناه ، ای مهربان با من که اینان زود می پوشند رو در خوابهای بی گناهیها و من می مانم و بیداد بی خوابی.... مهدی اخوان ثالث

امید

عشق تو قضای آسمانست وصــل تـــو بقای جـــاودانست آسیـــب غـــم تـــو در زمـــانـــــه دور از تـــو بــلای ناگـــهانســـت دستــــم نــــرسد همی به شادی تـــا پـــای غـــم تو در میانست در زاویه‌هــــای چیـــن زلفـــــت صد خرده‌ی عشق در میانست ایــن قاعـده گـــر چنین بماند بنیــاد خـرابی جهانست... انوری

امید

هر آنکس عاشق است از جان نترسد یقیــــن از بند و از زنـــدان نترســـد دل عـــاشـــــق بــود گــــرگ گرســـنـه که گرگ از هی هی چوپان نترسد بابا طاهر

امید

عهد كردم كه جز از اين نكنم كاردگر نتوانم نگرم قامت و رخسار دگر كه نيفتاده در اين دام گرفتاردگر گرچه باشند بخوبي چه تو بسياردگر من بهاي تو شناسم نه خريدار دگر دل بيدار دگر ديدة بيدار دگر راز ميگفت و نبدحاجت گفتاردگر نتواند بگزيند به از اين بار دگر حبیب یغمایی

artika

آدمها لالت می کنند... بعد هی ازت می پرسند چرا حرف نمیزنی...!!!؟ این خنده دارترین نمایشنامه دنیاست ...!

artika

دیر زمانیست که من باخته ام... غرورم را... احساسم را.. عشقم را... به "او"یی که دیگر نیست...!

امید

آه ای تمام شوکت هستی ای شادی بزرگ ای روح جاودانه ی مادینه در ژرفنای ظلمت این شب چون شط روشنایی ، جاری باش ای جامد مذاب ای شکل ناپذیرتر از آتش ای گرمی همیشه صمیمانه با من یگانه، از من بیگانه من در تو ، نیمه ی دگرم را می جویم ز عطر تو سرخ بلوغم را می بویم با من همیشه بر سر یاری باش چون شط مهربانی، جاری باش تا با تو جاودانه در آمیزم یک تن شو، ای تجسم روح یگانگی یک زن شو، ای تمامی ذات زنانگی نادر نادرپور

فاطیما

سلام عزیزم جاده احساس با " جایی برای دردها " به روز شد منتظر نگاه آرومت بر دل طوفانی ام هستم ولادت حضرت علی و روز پدر بر شما مبارک هر چی آرزوی خوب ِ مال تو...............................[گل]