حیاط خلوتـــــ

باران تابستانی

      قطره قطره هم که باشد بی نظیر است.

 

سایه روشن اتاق

      وشب  ....

            که باز نمک می شود روی زخم تنهایی

                        وقت بافتن دوباره کلاف ْواژه هاست

 با قلمی که عادت دارد

       هر شب،روی سپید سطرها را بی جهت سیاه کند

            می بافم

 نه..دیگر حال بافتن هیچ کلافْ واژه ای! نیست

       این زمزمه پایان تمام سطرها نقطه می شود :

                     حالم خوش است

  از جنس همان خرابهای خوب

 

 

 

/ 17 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گفتگو

عاشقی را گفتند از عشق بگو گفت: عشق آن است که نگویی.... [گل]

گفتگو

به صدايت معتاد شده بودم ... رفتي ! حالا هر روز “يادت” را تزريق ميکنم !!! [گل]

گفتگو

برای دوست داشتنت نیاز به استخاره نبود اما برای با تو بودن و با تو ماندن سراپا نیازمند استجابت دعایم [گل]

گفتگو

بعضی وقتا کسی تو زندگیت هست که اصلا لازم نیست تو آغوشت بگیره فقط با نگاه گرمش ، بدون حتی گرفتن دستات ، میتونه قلبتو بوسه بارون کنه !

....

سلام من از يه دوست شنيدم شما يه دختر زير بيست ساله لاهيجاني هستيد درسته؟ اگه اينجوريه چرا اينقدر تلخ و شکست خورده و نا اميد مي نويسي؟ شما اول راهي هنوز

....

چرا نظر خصوصی را منتشر میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

parastoo

سيگار ميكشيد...! چشمانش به سوي منظره ي خارج از پنجره خيره بود... با خودش گفت: كاش بهش ميرسيدم... كاش عاشقش نبودم... كاش نديده بودمش... كاش به اين سن نميرسيدم... كاش اصلا به دنيا نمي آمدم... كاش... كاش... سيگارش تمام شد... اما هنگامي كه رفت سمت پنجره فراموش كرد كه بايد سيگارو پرتاب كنه نه خودش رو...!

parastoo

حرفهای زیادی داری سکوت علامت چیست نمیدانم علامت رضایت است یا همان جواب ابلهان خاموشی است معنی جدیدی به سکوت داده ای سکوتت را میفهمم یعنی انتظار