از لبخند نگاهت هر‏چه بگویم عجیب نیست...

سرزمین من همین لبخند‏های توست.

که میان جز و مد نگاهت گیر میکند

نمی‏داند بیاید یا برود

باشد یا نباشد

بخندد یا...

یا...

یا...

بخندد

احساس روزهای پیری در نگاهم موج میزند

دیگر لبخند هایم طعم جوانی نمیدهد

دستم را بلند می‏کنم

و صدایم را هم...

تو میدانی که باید...

هر بار نام اعظمت را برده ام شده است

این بار یا میشود

یا...

یا...

یا می‏شود

این دل به هیچ صراطی مسقیم نیست

یه هیچ لبخندی جز تو خودش را نمی‏فروشد

 بر من بخند؛ تا مستانم زودتر بهار شود...

که دلتنگ دوباره روئیدنم..

/ 100 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وروجک تنها

سرمایه محبت زهراست دین من............ منتظر حضورت هستم

salam

مائده

کجایی؟سلام[لبخند]

elena

سلام.. خ وقت لینکیدمت پس چراخ ازت نی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

elena

سلام.. خ وقت لینکیدمت پس چراخ ازت نی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

elena

سلام.. خ وقت لینکیدمت پس چراخ ازت نی؟؟؟؟؟؟؟؟؟